یاعلی گفتیم و...

 

بالهایت را کجا جا گداشتی؟؟؟

 

هنوز فرصت هست...به آسمان نگاه کن!

 

خدا از آسمان چلچراغی آویخته

 

هر چراغش دلی است

 

دلت را روشن کن تا چلچراغ خدا را بیافروزی... .

 

 

 

 

[ دوشنبه پانزدهم مهر 1392 ] [ 0:36 ] [ محمدمهدی بومری ]
[ ]

weekend

شنبه را

با تیغی از جنس بردباری

تکه تکه میکنم

و یکشنبه را

             -بی هیچ درنگی-

می سوزانم با آه.

دوشنبه وحشی را

که درشیب تنهایی

رام میکنم باچند قطره آب شور

دیگر برای کشتن سه شنبه

تیغی نیست،آبی نیست،آهی نیست

                                                مگر دعا.

و بعد

دیوانه وار بوسه میزنم

برمعبد دست های چهارشنبه

که از فرط همسایگی ات

بوی نور می دهند.

و این ها،

و این همه،

تنها برای تو

ای نشسته در شب شتابناک آدینه.

                                                            *مصطفی مستور*

[ چهارشنبه پنجم آذر 1393 ] [ 20:13 ] [ نگار فهیمی ]
[ ]

پرسپولیس........

 
بزن به افتخارش 

بازهم افتخاری دیگر از سرداران سپاه سرخ.........  

برد پرسپولیس رو به همه ی طرفدارای این تیم بی نظیر تبریک میگم عااااااالی بود 

توی لیگ آخر بشی ولی دربی رو ببری

 خب من دیگه حرفی نمیزنم شما رو با این دو نوشته تنها میزارم.....


آیا میدانستید:

تا به حال ۶ تایی نشدیم

تا به حال دسته ۳ نرفتیم

بیشترین تعداد قهرمانی را در کل ادوار برگزاری لیگ فوتبال ایران داریم!!

بیشترین تعداد لژیونر را در اروپا داشته ایم!!

آقای گل جهان پرسپولیسی است!!

بشترین تعداد عنوان بهترین بازیکن آسیا برای پرسپولیسی هاست!!

پرطرفدارترین تیم آسیا پرسپولیس است!!

در ایران فقط پرسپولیسی ها افتخار حضور در جام باشگاه های اروپا و گلزنی در آن را  
داشته اند!!    

 

فکر کن تو این شرایط بحرانی تحریم و فیلتر شدن اینترنت و گرون شدن دلار و شکست عشقی و اسید پاشی و گرونی و مرگ مرتضی پاشایی. 

.استقلالی هم باشی!!!!!!!!! 

پرسپولیسیا پرچم بالا

[ یکشنبه دوم آذر 1393 ] [ 22:44 ] [ بهاره بهاریه ]
[ ]

یا حسین(ع)

میدونم خیلی گذشته اما اگه این پستو نمیذاشتم تو دلم میموند... .

 

 

روی دستش پسرش رفت، ولی قولش نه!

نیزه ها تا جگرش رفت، ولی قولش نه!

این چه خورشید غریبی ست که با حال نزار

پای نعش قمرش رفت ولی قولش نه!

باغبانی ست عجب! آن که در آن دشت بلا

به خزانی ثمرش رفت، ولی قولش نه!

شیرمردی که در آن واقعه هفتاد و دو بار

دست غم بر کمرش رفت، ولی قولش نه!

هر طرف می نگری نام حسین است و حسین

ای دمَش گرم! سرش رفت، ولی قولش نه!

 

السلام علی الحسین

و علی علی بن الحسین

و علی اولاد الحسین

و علی اصحاب الحسین 

[ دوشنبه نوزدهم آبان 1393 ] [ 21:2 ] [ فاطمه اسماعیلی ]
[ ]

نماز صبح... .

[ دوشنبه نوزدهم آبان 1393 ] [ 20:43 ] [ فاطمه اسماعیلی ]
[ ]

پنج انگشت دوست داشتنی

دلم تنگ می شود،گاهی

برای حرف های معمولی

برای حرف های ساده

برای((چه هوای خوبی!))/((دیشب شام چه خوردی؟))

برای((راستی!ماندانا عروسی کرد.))/((شادی پسر زایید.))

و چه قدر خسته ام از((چرا؟))

از((چگونه!))

خسته ام از سوال های سخت ، سوال های پیچیده

از کلمات سنگین

فکر های عمیق

پیچ های تند

نشانه های بامعنا ، بی معنا

دلم تنگ می شود، گاهی

برای

یک((دوستت دارم )) ساده

دو((فنجان قهوه ی داغ))

سه((روز)) تعطیلی در زمستان

چهار((خنده ی)) بلند

و

پنج((انگشت)) دوست داشتنی.

                                                "مصطفی مستور"

 

[ شنبه دهم آبان 1393 ] [ 14:8 ] [ نگار فهیمی ]
[ ]

...

!???!

[ سه شنبه ششم آبان 1393 ] [ 18:39 ] [ مهیار صادقی ]
[ ]

صدام را اعدام نکنید...

صدام را اعدام نکنید!او را به حلبچه ببرید و بگذارید نفس های عمیق بکشد!

نفس هایی عمیق،عمیق،عمیق...

نفس هایی به عمق گورهای دسته جمعی کردستان...

صدام را اعدام نکنید!او را به شلمچه بفرستید،و بگویید آنقدر گریه کند

تا نخل های سوخته ی خوزستان دوباره سبز شوند!

صدام را اعدام نکنید!

او را به مادرانی بسپارید که هنوز با هر صدای زنگی گمان میکنند

فرزندان مفقودشان به خانه برگشته اند...

《یغما گلرویی-باران برای تو》

 

 

 

 

[ جمعه دوم آبان 1393 ] [ 22:48 ] [ مهیار صادقی ]
[ ]

غدیر مبارک(:

             

ذات هو گفت علی ، حضرت هو  گفت علی  
نام عالی به خودش داد و به او گفت علی

مبتلا گفت دعا ، گرم دعا گفت علی
توبه كرد آدم و هی رو به خدا گفت علی
  
آب و گل گفت علی ، بحر خجل گفت علی 
نوح رد شد ز خطر بس كه به دل گفت علی

 

ادامه مطلب...


ادامه مطلب
[ دوشنبه بیست و یکم مهر 1393 ] [ 20:26 ] [ فاطمه اسماعیلی ]
[ ]

عید غدیر مبارک

غدیر، بهاى هر چه بهاران، طراوت قطره قطره‏ ى باران
عطر دل‏ انگیز نعمت ولایت و موهبت هدایت مبارک باد

[ دوشنبه بیست و یکم مهر 1393 ] [ 15:11 ] [ نگار فهیمی ]
[ ]

تست شخصیت شناسی

1ــ دوست دارید چه نوع پرنده ای باشید؟ الف: شباهنگ ب: جغد ج: عقاب د: فلامینگو هــ : پنگوئن

2 ــ کدام یک از آلات موسیقی را دوست دارید؟ الف: پیانو ب: ویولن ج: سازدهنی د: گیتار هــ : دف

3ــ فرض کنید شما مشخصه صورت کسی هستید، کدام قسمت از صورت او هستید؟ الف: چین و چروک ب: لکه ج: خال زیبایی د: کک و مک هــ : لبخند

۴ ــ کدام یک از برنامه های تلویزیونی برای شما جالب تر است؟ الف: اخبار و برنامه های مستند ب: فیلم های درام و زندگینامه ج: هیجانی و پلیسی د: عشقی و ماجرایی هــ : کمدی و کارتون
۵ ــ کدام یک از بازی های شهر بازی را بیشتر دوست دارید؟ الف: ترن های هوایی سریع السیر ب: قطار یا قایق ج: نمایش و اجرای کمدی د: چرخ و فلک و وسایلی که سریع می چرخند هــ : هیچ کدام، من از شهربازی متنفرم
۶ ــ آیـا شـمـا بـه اشـتـبـاهـات خـودتـان می خندید؟ الف: هرگز ب: بندرت ج: برخی مواقع د: معمولا هــ : همیشه
۷ ــ اگـر دوسـت شـمـا سـر بـه سرتان گذاشت،چه عکس العملی نشان می دهید؟ الف: عصبانی می شوید ب: ناراحت می شوید ج: برایتان جالب است د: تلافی می کنید هــ : چندین برابر تلافی می کنید
۸ ــ اولین چیزی که صبح موقع بیدار شدن به فکرتان خطور می کند،چیست؟ الف: کار یا تحصیل ب: مشکلات زندگی ج: صبحانه د: روزی که در پیش دارید هــ : کاری که تا شب انجام خواهید داد
۹ ــ در زندگیتان چه شعاری دارید؟ الف: وقت طلاست ب: سحرخیز باش تا کامروا باشی ج: آنچه برای خود می پسندی، برای دیگران هم بپسند د: زندگی کن و به دیگران هم اجازه زندگی کردن بده هــ : بی خیال باش، هرچه باداباد
۱۰ــ آیا به حیوانات علاقه مندید؟ الف: اصلا ب: تعداد کمی از حیوانات ج: برخی از حیوانات د: بیشتر حیوانات هــ : تمام حیوانات
۱۱ ــ شما لبخند می زنید؟ الف: هرگز ب: بندرت ج: گاهی اوقات د: اغلب هــ : آنقدر زیاد که برخی فکر می کنند دیوانه هستم
۱۲ ــ نظر دیگران راجع به شما اغلب کدام مورد است؟ الف: بی رحم ب: سرد و بی احساس ج: زیبا د: دوست داشتنی هــ : خوشگذران
۱۳ ــ شما احساس عشق و قدردانی خود را نشان می دهید؟ الف: هرگز ب: بندرت ج: گاهی د: اغلب هــ : حداکثر تا جایی که امکان دارد


ادامه مطلب
[ یکشنبه بیستم مهر 1393 ] [ 23:3 ] [ بهاره بهاریه ]
[ ]

اشعار دکتر یاسمی.....

سلام دوستانعیدتون مبارک

میخواستم ازتون نظر بخوام!!!!!دوست دارید هرچند وقت یکبار شعرهایی از دکتر یاسمی براتون بزارم؟؟؟؟؟فعلا  با این شعر شروع میکنم امیدوارم خوشتون بیاداگه دوست داشتید بازم میزارم

 

شب نام تو ناخواسته آمد به زبانم

 شد شان پر از شهد و عسل صبح، دهانم

 حتما تو گذشتی باز از کوچه پایین

 بیخود که نرفته ست به بالا ضربانم

 این حال خوش از عطر عبور تو اگر نیست

 از چیست که سر می رود از خون شریانم؟

 بگذار که موهای تو در باد برقصند

 تا کم نشود یک سر مو از هیجانم

 من منتظرم تا تو بیایی و همیشه

 از دست خیال تو خودم را برهانم

 تا کی بنشینی توو هی اشک بریزی

 تا کی بنشینم من و هی شعر بخوانم

 (بس می کنم از گفتن این پرت و پلاها

 تا تلخ نشه کام تو از طعم غزل هام

 من شاعر درباری چشمای تو هستم

 حاشا که بگیرم بجز از چشم تو الهام)

 از دست من و شعرم اگر چشم تو خیس ست

 لعنت به من و شعر من و دست و زبانم

 من شعر نگفتم که تو را گریه بگیرد

 بگذار بخشکد- به درک- طبع روانم!

 

 

[ یکشنبه بیستم مهر 1393 ] [ 22:44 ] [ بهاره بهاریه ]
[ ]

....... .

                                         

یکی از دانشجویان پرفسور حسابی به ایشان گفت: "شما سه ترم است که مرا از این درس می اندازید! من که نمیخواهم موشک هوا کنم...میخواهم در روستایمان معلم شوم!

پرفسور حسابی جواب داد: "اگر تو نخواهی موشک هوا کنی و فقط بخواهی معلم شوی، قبول! ولی نمیتوانی به من تضمین بدهی که یکی از شاگردان تو در روستا نخواهد موشک هوا کند!!!"

 

کاش همه ایرانیا حداقل نصف این مرد بزرگ، مسئولیت پذیر و دقیق بودند...اونوقت ایران بهشت میشد... .

روحش شاد.

[ یکشنبه سیزدهم مهر 1393 ] [ 20:47 ] [ فاطمه اسماعیلی ]
[ ]

ما چقدر زود باوریم!!!!

                                   

 

دانشجویی که سال آخر دانشکده را میگذراند به سبب پژوهشی که انجام داده بود جایزه اول را گرفت... .

 

ادامه مطلب!


ادامه مطلب
[ یکشنبه سیزدهم مهر 1393 ] [ 19:54 ] [ فاطمه اسماعیلی ]
[ ]

تولد همکاریمون مبارک...

یادش بخیر...

من هی میگفتم بچه ها توروخدا بیاین تو وب همکاری کنین! خیلی خوبه ها!!

اسم پسرا رو خودم نوشتم تو نویسندگان و ب خانوما گفتم ببینین! همه پسرا عضو شدن ، شما هم بیاین!

اما الان....

وبلاگ خداروشکر افتاده رو روال و همه بچه ها استعداد و خلاقیت های خودشون رو دارن نشون میدن..

از خانوم مدیر گرفته تا تک تک بچه های نویسنده...

اگه حاشیه سمت راست وبلاگ رو نگاه کنین ، آرشیو از مهر92 شروع شده و به مهر 93 رسیده!

اون موقع صفحه دوازدهم گوگل بودیم و وقتی من از بابل رفتم صفحه ی ششم رسیده بودیم و الان ب لطف و همت شما، صفحه اولیم

نمیدونم این تپش قلبی ک الان موقع نوشتن این مطلب بهم دست داده از خوشحالیه یادلتنگی..

هرچی ک هس خوبه!

. . . ـتــولد یه سالگی وبلاگمون مبارکــ . . .

[ جمعه چهارم مهر 1393 ] [ 13:29 ] [ محمدمهدی بومری ]
[ ]